qz3lar_th.gif

 

دستم را دراز ميکنم واز آن سوی ابرها

رشته سياه ترديد را ميگيرم

پايين مکشم و با چاقوی احساساتم آن را

پاره ميکنم

وميبينم آن سوی ديوار خوانه

نيلوفرهای سبز سرک ميکشندو

شکوفه های نوشکفته خبر از بهار ميدهند

وفرياد ميزنند فصل اميدواری در را ست...............

/ 0 نظر / 3 بازدید