ساختارهاي شكست
 

ساختار شكست، ساختاري سلسله‌مراتبي است كه در آن داده‌ها به‌صورت هرمي از سطوح بالاتر به پايين‌تر مي‌شكنند. ساختارهاي شكست وسيله‌ي خوبي براي ساماندهي اطلاعات هر سيستمي از جمله پروژه‌ها هستند كه در آن مي‌توان ارتباط بين تمام اجزا را به‌صورت افقي و عمودي درك‌كرد. اما براي‌چه پروژه را به فعاليت‌ها مي‌شكنند؟


 

شناخت از كل‌به‌جزء مبناي زيبا و مستدلي براي شناخت انواع سيستم‌هاست؛ در بررسي پروژه‌ها نيز، به‌عنوان نوعي سيستم، بهتراست از چنين روش‌هايي استفاده‌شود. با حركت از كل به جزء از احتمال خطاهاي مختلف در ناديده‌گرفته‌شدن اقلام قابل‌تحويل، همپوشاني اقلام و تكرار آنها كاسته‌مي‌شود.

TS.jpg


پنج دليل براي شكستن پروژه به بخش‌هاي كوچك‌تري ذكرمي‌شوند:

1- هنگامي‌كه پروژه را به فعاليت‌هاي كوچك‌تر تقسيم‌مي‌شود، مي‌توان قدم‌هايي منطقي براي تكميل پروژه را برميناي آنها تعريف‌كرد. با اين روش مي‌توان زمانبندي مناسبي براي پروژه تعريف‌كرد. با تركيب اجزاي كوچك پروژه در قالب كارهاي قابل كنترل، Task، مي‌توان به‌خوبي نواقص، هم‌پوشاني‌ها و چگونگي انجام امور در پروژه را بررسي‌كرد.

2- بخش‌كردن كارها به Taskهاي مختلف، راهي براي افرازكردن پروژه به مجموعه‌هايي قابل مديريت است، به‌اين شكل پيگيري پيشرفت كار Taskها براي ارزيابي و هدايت كار كل‌پروژه، به‌سادگي انجام‌مي‌شود.

3- با شكست پروژه به اقلام ريزتر، مي‌توان مهارت‌ها و دانش موردنياز براي انجام كار را به‌آساني تشخيص‌داد. با اين‌روش مي‌توان تعداد افراد مورد نياز را به تفكيك مهارت‌هاي لازم تشخيص‌داد.

4- با تقسيم پروژه به اقلام ريزتر مي‌توان به آساني كار را براي ساير اعضاي تيم‌پروژه تشريح‌كرد و بخش‌هايي از كار را به آنها تحويل‌داد.

5- با چنين افرازي روي پروژه، به‌سادگي مي‌توان اطمينان‌يافت كه تمام قدم‌هاي اجرايي پروژه ديده‌شده‌اند و تمام اولويت‌ها بازشناخته‌شده‌اند.

 

پروژه را به‌همراه تخصص‌ها و مهارت‌هاي لازم براي انجام آن‌ها تشخيص‌داد. بدون ساختار شكست كار، اجراكنندگان پروژه در ميان انبوهي از كارها اسير مي‌مانند كه نه ترتيب‌شان را مي‌دانند و نه اولويت‌هايشان را و اين‌گونه نمي‌توانند از زمان به‌درستي استفاده‌كنند و اين‌چنين، علاوه‌بر افزايش هزينه‌هاي اجراي كار، كيفيت كار را نيز از دست‌مي‌دهند.

/ 0 نظر / 6 بازدید