سلام به  همه . امروز می خوام يه کم در مورد ليست افرادی که در جلسات در موردش بحث ميشه را يه کم توضيح بدم می دونم می دونيد ولی اين مطلب را بخونيد بد نيست

 

مريم

 

 

 

 

 

شرح کامل تهيه ليست و اهداف آن

 

لیست به دو قسمت تقسیم می‌شود :


۱- لیست اهداف
۲- لیست افراد

 

لیست اهداف: شامل لیست دلایل ورود به سیستم، رویاها و اهدافمان است که باید نوشته شوند.
باید مشخص شود که دقیقا چه می‌خواهیم. و توسط آن برنامه‌ریزی‌های بلند مدت و کوتاه مدت کنیم. این باید مکتوب باشد. مثلا فرض کنید من یک منزل یک میلیارد تومانی می‌خواهم. آن را می‌نویسم و حساب می‌کنم که با هجده‌تا فلش‌اوت شصت‌هزاردلاری می‌توانم آن را بخرم. باید ببینم که چطور می‌توانم به فلش‌اوت برسم و در آن وضعیت باقی بمانم. چرا؟ چون به قول برایان تریسی آن چیزی که ما را به وضعیت کنونی رسانده است؛ برای باقی نگه‌داشتن این وضعیت کافی نیست. بنابر این باید هدف بزرگی مثل منزل یک میلیاردی را به اهداف کوچک‌تري تقسیم کرد. مثلا چطور دو نفرهایم بگیرم؟ چطور آموزششان بدهم؟ چطور حمایتشان کنم؟ کی اولین پورسانتم را بگیرم؟ کی به مرحله‌ای برسم که بتوانم دو بازوی دیگرم را فعال کنم؟ کی فلش‌اوت بزنم؟ و چطور خودم را تکثیر کنم که مجموعه‌ام تا نود سال برایم پورسانت‌های بالا به ارمغان بیاورد ؟ به این‌ها می‌گویند اهداف کاری که کوتاه مدت و بلند مدت هستند. دلایل مکتوب بودن لیست اهدافمان، چند مورد زیر است :


- اهداف باید مکتوب باشند تا طبق آن‌ها برنامه‌های درازمدت و کوتاه‌مدت تنظیم کنیم .
- در صورتی که اهدافمان مکتوب باشند جملات تاکیدیمان را به راحتی پیدا می‌کنیم .
- با نوشتن اهداف، به نوعی تعهدات خودمان و زیرمجموعه‌هایمان را امضا کرده‌ایم .
- با نوشتن اهداف، اولویت‌بندی آن‌ها نیز راحت‌تر می‌شود و قانون ا،ب،پ،ت،ث و بیست - هشتاد را راحت‌تر اجرا می‌کنیم .
- اهداف باید هر روز یادآوری شوند بنابراین باید جلوی چشممان باشند .
- زمانی که اهداف به صورت بشکه به بشکه درآیند؛ پیش‌رفت کار محسوس می‌شود و حس خستگی از بین می‌رود .

 

لیست افراد: اگر با جوابهای مکرر نه رو به رو شدیم اولین اشکال متوجه لیست اسامی ما است .

 

چرا باید لیست داشته باشیم ؟
معمولا اغلب دوستان تازه وارد این سوال را مطرح می‌کنند که اگر قرار است که دو نفر و تنها دو نفر را وارد کنیم؛ پس چه نیازی به یک لیست بلند بالا داریم؟ علتش ۶ مورد زير است :


۱- در موارد زیادی افرادی که باید ورودی کنیم با افرادی که می‌خواهیم ورودی شوند فرق دارند: چون پارامترهایی هستند در مورد هر فرد که باید با کمک لیدر و نظارت او، بررسی و آنالیز بشوند. و با در نظر گرفتن آن پارامترها شانس موفقیت در کارمان را اعم از گرفتن ورودی و تشکیل یک تیم قوی بالا می‌بریم. پس باید اسم تمام افرادی که می‌شناسیم را بدون پیش‌داوری بنویسیم و سپس به کمک لیدرمان، تک تکشان را بررسی کنیم و هر کدام که در اولویت قرار گرفت را به جلسه‌ی پرزنت دعوت کنیم .
۲- يادآوری اسم دوستانی که باید وارد سیستم شوند اما از ایشان غافل هستیم : گاهی نوشتن نام کسانی که مطمئن هستیم وارد این کار نمی‌شوند و یا حتی از ایشان متنفر هستیم؛ ما را به یاد دوستان دیگری که اتفاقا از Circleهای خوبمان هم هست می‌اندازد. پس هیچ نامی را از قلم نيندازيم .
۳- حس اعتماد به نفس و القای آن: داشتن یک لیست طولانی به ما هنگام دعوت دوستانمان یک حس اعتماد به نفس بالا می‌دهد و باعث می‌شود که این حس به دوستمان هم منتقل شود و شانس ورود او به این سیستم افزوده شود .
۴- تکثیر موضوع عدم پیش‌داوری: با داشتن یک لیست بزرگ و بدون پیش‌داوری هست که می‌توانیم به زیرمجموعه‌ی خودمان که احتمالا از کمبود Circle رنج می‌برد؛ بخواهیم که پیش‌داوری نکند .
۵- داشتن یک ذخیره‌ی خوب برای روز مبادا: گاهی افرادی در زیر مجموعه‌ی ما پیدا می‌شوند که به دلایلی نمی‌خواهند فعالیت کنند. مریضند، سربازند، گرفتارند، امتحان دارند که در آن صورت لیست بالاسری‌ها به داد زیر مجموعه می‌رسد .
۶- اضافه کردن اسامی که خرج ندارد: اگر لیستی داشته باشیم که روی آن وقت گذاشته باشیم. شماره تلفن، سن، شغل و اطلاعات دیگرش دقیقا مشخص و روز به روز در حال رشد باشد؛ پس از مدتی یک بانک اطلاعاتی از انواع اقوام، دوستان و آشنایان مختلف با مشاغل و تخصص‌های گوناگون داریم که در هر زمینه‌ای به درد ما می‌خورد .

 

چگونه لیست درست کنیم ؟
برای داشتن یک لیست  منسجم و قابل اعتماد باید از چند قانون و روش استفاده نمود :


قانون چند برگه‌ای: چند تا برگه‌ی جداگانه برداریم و روی اولی اسم تمام برادر و خواهرهایمان را بنویسیم. بعد اسم همسرهایشان، سپس اسم اقوام همسرهایشان، همسرمان و تمام آن‌هایی که می‌دانیم را در برگه‌ی اول بنویسیم . روی برگه‌ی دوم: اسم دایی‌ها، عموها، عمه‌ها و خاله‌ها، پسرها و دخترایشان، همسرانشان و بستگانشان هر کسی را که می‌شناسیم بنویسیم. روی برگه‌ی سوم اسم تمام هم‌کلاسی‌هایمان، هم‌‌کاران، دوستان دوران خدمت، هم‌سایگان و هم‌محلی‌ها هرکدام را که به ذهنمان می‌آید بنویسیم. برگه‌ی چهارم برای تمام کسانی هستند که با ایشان کارت یا شماره‌ی تلفن رد و بدل می‌کنیم. البته زمانی که یک نت‌ورکر شدیم، دیگر نباید در لاک خودمان باشيم. باید مرتب در حال رد و بدل کردن کارت ویزیت و شماره‌ي تلفن باشیم .
قانون یا همه یا هیچ‌کس: یا لیست ننویسیم یا اگر می‌نویسیم اسم هر کسی را که به ذهنتان آمد بدون این‌که لحظه‌اي درنگ کنیم؛ روی کاغذ بیاوریم. برای نوشتن نام‌ها نباید به صورت گزینشی عمل کرد. زیرا که ما در دعوت هیچ‌کدامشان اجبار نداریم و اشخاصی که نامشان در لیست ما می‌رود لزوما از این اتفاق با خبر نمی‌شوند پس برای نوشتن اسامی نباید خجالت کشید .
قانون شین شین سین(ش.ش.س): یعنی حتما و حتما شماره تلفن، شغل و سن هر کس در مقابل اسمش نوشته شود. مثلا اگر شماره‌ی کسی را نداریم آن را از دیگر دوستان بگیریم و حتما بنویسیم .
قانون حلقه‌ی تاثیر گذار: بسیار مهم است. اگر قدرت تاثیرگذاری خودمان در دوستانمان را نمره بندی کنیم. پس حتما و حتما باید بالاترین نمره‌ها را به جلسه‌ی پرزنت دعوت نمود. معمولا این ستون را به نام ستون اعتبار هم می‌شناسند و بعضی‌ها در نمره‌دهی به اعتبار دوستانشان مرتکب اشتباهاتی می‌شوند که جبران کردنشان چندان آسان نیست. در این مورد چند نکته را اگر رعایت نماییم. قطعا موفق خواهیم بود :
نکته‌ی اول: منظور از اعتبار، آن اعتباری نیست که شما برای دوستتان قائل هستید. مثلا بعضی‌ها استاد دانش‌گاهشان يا رئيسشان را دعوت می‌کنند چون آن استاد يا رئيس نزد او خیلی مهم است و این اشتباه است. بلکه باید دید که آیا آن استاد يا رئيس نیز همان اعتبار را برای او قائل است ؟
نکته‌ی دوم: بعضی‌ها گمان مي‌کنند که اعتبار، همان اعتبار عاطفی است و بعضی‌ها اعتبار کاری! اصولا اعتبار کاری مربوط به تجارت‌های سنتی است. ما این‌جا با یک تست ساده می‌توانیم دوستانمان را اعتبار بندی کنیم :
فرض می‌کنیم که به علت یک بدهی بالا به زندان افتاده‌ایم. و این خبر به گوش دوستمان رسیده است. اگر او خوش‌حال شد پس نمره‌ی اعتبارش یک است و اگر خوش‌حال نشد اما ناراحت هم نشد یعنی بی‌تفاوت بود پس نمره‌ی اعتبارش دو است. اگر ناراحت شد اما کاری هم به صورت داوطلبانه برای بیرون آمدن ما انجام نداد پس اعتبار سه است و اگر ناراحت شد و به صورت داوطلبانه هر کاری که از دستش برآمد برایمان انجام داد؛ پس اعتبار چهار است. اما اگر راضی بود تا حتی تمام زندگی‌اش را بفروشد و ما را آزاد کند پس اعتبار پنج است. البته گاهی قضاوت در این مورد سخت است اما به هر حال باید در مورد افراد لیستمان حدس بزنیم و خودمان و ایشان را در این شرایط فرض کنیم و نمره بدهیم. کسانی که در این مورد با دقت عمل کنند؛ قطعا در گرفتن ورودی‌شان موفق خواهند بود و توجه داشته باشيم که هدف اصلی والاتر از اين‌هاست و موارد مذکور، همه وسيله هستند .

* یک جامعه‌ی واقعی، جامعه‌ای است که مردم به هم شناخت و اعتماد دارند. (بودا
/ 0 نظر / 5 بازدید