Image hosting by TinyPic

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

تنها یکبار می توانست

در آغوشش کشید .

و می دانست آن گاه

چون بهمنی فرو می ریزد

و می خواست

به آغوشم پناه آورد :

نامش برف بود

تنش ، برفی

قلبش از برف

و تپشش

صدای چکیدن برف

بر بامهای گاهگلی ...

و من او را

چون شاخه یی که به زیر بهمن شکسته باشد

دوست می داشتم .

 

               

/ 0 نظر / 5 بازدید